تبليغاتX
سوفیا
بیست و سوم اسفند 1386

 

 

 

خدا  رومیخوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام 

  خدارومیخوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

  خدارو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت

خدا رو دوست دارم  ولی نه واسه ی زیبا و زشت 

 خدارو میخوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدا رو میخوام نه واسه روزای تلخ آخرم

 خدا رو میخوام نه واسه سکه و سکو و مقام

 

 خدا رو میخوام که فقط تو رو نگه داره برام  

 

  خدا رو دوست د ارم واسه اینکه تو رو بهم داده 

 خدا رو دوست د ارم چون عاشق بودن و یاد دادم

 خدا رو دوست د ارم چون عاشقا  رو خیلی دوست داره

 خدا رو دوست د ارم چون عاشق و  تنها نمی زاره

 خدا رو دوست د ارم چون حواسش با منه 

 خدا رو دوست د ارم چون همیشه لبخند میزنه

 

 خدا رو دوست د ارم واسه اینکه من و تو با همیم

 خدارو دوست دارم که می دونه من و تو عاشق هممیم

 

 

۲۴ اسفند برای من یه روز خاطره انگیزه  شعر بالا رو تقدیم میکنم به شریک زندگیم که آرامش رو در این روز به من هدیه داد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:5  توسط سوفیا   | 

نهم خرداد 1386
 

خدا مثل موج میمونه که میزنه به شنهای بی نظم دلمون و بعد آروم ساحل دلمون رو صاف میکنه جوری که احتمال داره بچه ای که از کنار اون رد میشه یه عکس قلب بکشه برای  عشقش

پارسا

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:4  توسط سوفیا   | 

بیست و ششم فروردین 1386

عشق و شور زندگی فقط مربوط به کسانی نیست که بچه نداشته باشند یا صورت حسابایشان را همه پرداخت کرده باشند یا خیلی بیکار باشند . عشق و شور زندگی به همه انسانها تعلق داره.برای اینکه عشق رو حس کنیم نیاز به یه موقعیت عالی یا مشغولیت های هیجان انگیز نداریم .تنها چیزی که باید انجام دهیم اینست که دنیا را با چشمانی نو یا به عبارتی با دیدگان عشق ببینیم .اولین باری که عاشق شدید رو به یاد بیارید . همه چیز دنیا زیبا و نو بود غروب برایتان یه منظره فوق العاده بود وگلها و درختان به مراتب رنگانگ تر از همیشه و.....

همه چیز مثل گذشته است تنها چیزی که تغییر کرده شما هستید.عاشق شدن بار دیگر شما را با عشق و شور زندگی درون خودتان مرتبط کرده و در آن حال شما با چشمانی نو به جهان پیرامونتون نگاه میکنید.

هر روز خود را در جست و جوی عشق آغاز کنید و با آن به پایان برسانید. به جای آنکه با تابش اولین اشعه خورشید شروع روز پر کار و شلوغ را به خود گوشزد کنید شکرگزار باشید که روز دیگری نیز زنده هستیدو مصادف با بیدار شدنتان خورشید صمیمانه به شما صبح بخیر میگوید و مژده میدهد که بیست و چهار ساعت دیگر نیز وقت دارید تا در آن بیاموزید بخندید و عشق بورزید.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:46  توسط سوفیا   | 

بیست و چهارم اسفند 1385

 

 

 

قشنگترین زمانها در زندگی هر شخصی  لحظاتی است که در کنار پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده قرار دارد .دورانی به یاد ماندنی و خاطره انگیز , من عاشق این لحظاتم گفتن و خندیدن و در کنار اونها بودن و خاطرات شیرین اون هیچ وقت از ذهن  پاک نمی شه . هیچ کجای دنیا در خونه هیچ دوست و آشنایی لذت این با هم بودن رو تجربه نمی کنی .

بودن پدر و مادر توی خونه اینقدر با ارزش که نمیشه در وصفش نوشت (حتی پدر و مادرهایی که خدایی نکرده کمی بد اخلاق باشند ) ما همه زندگیمون رو مدیون اونها هستیم اگر موفقیم اگر به راحتی  میتونیم روی پای خودمون بایستیم و اگر ..... همه و همه مدیون خدا و لطف اون هستیم که سایه پدر و مادر رو بر سر ما قرار داده و ما رو در آغوش گرم خانواده جا داده تا به اینجا برسیم.

 ای کاش همه قدر این لحظات رو میدونستیم و هیچ وقت دل اونها رو نمی شکستیم . این دوهدیه گرانبهای خداوند اگر گاهی بد خلقی دارند اگر گاهی با بعضی کارهای ما مخالفت دارند و .. نشئت گرفته از سختی های گذشته است مشکلاتی رو پشت سر گذاشتند تا ما رو به ایجا برسونند و مخالفتشون  واسه اینه که دوستمون دارند وخوشبختی ما رو میخواهند پس اگر به هر دو  این موارد توجه کنیم هیچ وقت ازشون دلگیر نمی شیم .

 انشا ءالله خداوند سایه همه اونها رو مستدام قرار بده !

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:2  توسط سوفیا   | 

چهاردهم دی 1385

هر کسی توی زندگیش آرزوهای زیادی داره  و دوست داره به همشون برسه اما شاید رسیدن به خیلی از اونها به جای اینکه شادت کنه و خوشحال باعث غم و ناراحتیت بشه هیچ کسی جز خدا نمی دونه سرنوشت ما چی میشه  ما فقط میتونیم درخواست کنیم و دعا کنیم  و ازش بخواهیم که هر چی که به صلاحمون رو برامون پیش بیاره .

خدا در تمام لحظات با ماست . شاید این جمله  رو خیلی شنیده باشید و خدای نکرده  بگید اگه بود که نمیذاشت فلان اتفاق بیفته یا .....  (مطلب رد پای خدادر وب پارسا هم این جمله رو میگه که خدا در تمام مشکلات همراه ماست ).   من 23 سال از خدا عمر گرفتم روزهای تلخ و شیرین زیادی رو پشت سر گذاشتم که به معنای واقعی خدا با ماست پی بردم . شاید کوچک تر از این باشم که بخوام این حرفا رو بنویسم اما مینویسم تا خودم یادم بمونه که از کجا با لطف اون به کجا رسیدم .

ما همه دارای اراده و اختیاریم که باعث میشه به رشد و تعالی برسیم  اما در پناه خدا .  تا شکستی نباشه  قدر پیروزی رو نمیدونیم تا مشکلی نباشه قدر آرامش و نمیدونیم این طبیعت انسان . وقتی یه موفقیت پیش میاد همه میگیم خدا کمکت کرد  خدا خواست یا .... اما وقتی مشکلی پیش میاد میگیم چرا خدایا چرا کمکم نکردی چرا همراهم نبودی  در صورتی که کاملا اشتباه میکنیم چون مطمئن باش که همراهت بوده و شکست خوردنت به این دلیل بوده که به صلاحت بوده وتو بنا به اراده و اختیار خودت اون راه رو انتخاب کردی و خدا مراقبت بوده که  اتفاقی  برای تو رخ نده تا درس بگیری و به رشد و تعالی برسی ولی به شرطی که  خوب ازش استفاده کنی  مطمئن باش  خیلی زود بهترین موقعیتش رو جلوی پات میذاره. از درگه اون هیچ کسی نا امید نمی ره .

منم به نوبه خودم شرایط سختی رو تاسال پیش همین روز و همین ساعت پشت سر میگذاشتم به آدمهایی حرف میزدم که شاید اوایل فکر می کردم  که  خیلی خوب هستند و.... دل برای کسایی میسوزوندم که به تمسخر با هام رفتار میکردند آدمهایی رو دوست داشتم که لایق دوست داشتن نبودند . شرایط خیلی  سختی بود روحیم داغون و جدا خسته بودم  ولی خدا رو کنارم حس میکردم و ازش میخواستم که حکمت این همه سختی رو بهم بگه جز اون هیچ کسی رو نداشتم میدونستم میشنوه و پا به پا ی من میاد ولی هنوز وقتش نشده .گاهی خسته میشدم میگفتم خدایا مگه منو دوست نداری  دارم دیوانه میشم چکار کنم اما هنوز مشکلاتم ادامه داشت هر روز شرایطم سخت تر میشد که بهتر نمیشد چه شبها که با فریاد صداش نکردم  اماتا اون نخواد برگی از درخت نمی یوفته . آره من باید به خواست خدا همه ی سختی ها رو پشت سرم میذاشتم و ازشون درس میگرفتم اینو وقتی فهمیدم که کنار عزیزم بودم ولی قدرش رو نمیدونستم و یک لحظه یک جمله اون منو به خودم آورد وای خدای من من این همه امتحان رو پشت سر گذاشتم تا به  امیدم برسم اونوقت اون روبروی منه ولی من نمیبینمش و ساعتها خدا رو شکر کردم که عزیزم رو به من داد حالا دیگه مطمئن بودم قدرش رو میدونستم .

 

**زندگی گاهی شرایط سختی رو داره که بیرون امدن از این شرایط برات میشه یه امید و آرزو اما اگه امید به درگهش داشته باشی خیلی زود به آرزوت میرسی ***

 

ازدرگه همچون تو کریمی هرگز

نو مید کسی نرفت من هم نروم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:58  توسط سوفیا   |